دخترعزیزم مهدیسدخترعزیزم مهدیس، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
مهرسانازممهرسانازم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

ماه وخورشید مامان وبابا

ماه آبان با ماه وخورشید مامان وبابا

1392/8/13 0:10
نویسنده : احسانه
261 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترهای نازم

سلام همه زندگی من

ازدیشپ میخواستم بیام برانوشتن ولی هی نت جواب نمیداد ولی خداروشکر

 الان جواب داده ومن تونستم بیام براآپ کردن وبلاگتون

عزیزهای دلم این هفته ها هم حسابی سرمون شلوغ بود

میخواستم زودتر بیام وورود ماه آبان ماه تمام زیبایها روبهتون خوش آمد بگم

این ماه دومین ماه از فصل زیباپاییز هست ماهی که هم تولد باباحامد هم تولد من

قرار داره آره خوشگلهای من

کل هفته یا خونه نبودیم یا اگر بودیم همش تند تند باید کارهای مدرسه مهدیس

جونم  انجام میدادیم آخه مهدیس جونم شما نگارهاروتموم

کردی وشروع به نوشتن حروف الفبا کردی الهی فدات بشم که داری سواد

دارمیشی  قلب

خلاصه چون 2 هفته پیش عروسی دعوت بودیم واز طرفی عروسی هم داخل

باغ بودنصف روز رفتیم براخرید لباس برامهرسا نازم

 ازطرفی هم یه روز دیگه رفتیم 3تایی برا خرید کادو باباحامد البته به کمک خاله

لیلا که ازهمین جا ازش تشکر میکنم

که اگر نبود با وجود اذیتهای مهرسا من نمیتونستم خرید کنم 4آبان هم تولد

باباحامد بود بابای مهربون ودوست داشتنی شما فسقلیها واز

خدا میخواهم  انشالله  بابا حامد مهربون 120سال  در کنار ما بمونه الهی آمین

خلاصه جونم براتون بگه از کارهای شما وروجکها

 مهرساقلقلی شماحسابی این چندوقت اذیت میکنی  وقتی تا من میشینم

پشت فرمان ماشین شماهم گریه های شدید میکنی گریه طوری

که هرکس از بیرون نگاه میکنه میگه آخه طفلی بچه بعد هم مردم با یه اخمی

به من نگاه میکنن عصبانی انگار من شما رو گشنه وتشنه نشوندم

داخل صندلیت ودارم شکنجه ات میدم دراین مواقع هم من کفری میشم عصبانی

مهدیس بیچاره هم هرچی شکلک وادا درمیاره شما آروم نمیشی

وفقط کار خودت روانجام میدی تمام مقصودتم این هست که بیای بغل من

همین ازخدامیخوام یه معجزه ای بشه وشما به صندلیت به

تنهایی نشستن   

خب براتون بگم از کارهای بامزه این روزهای فسقلی خانم خودمون

  دیگه بدون کمک  وای میستی ازطرفی هم به کمک پشت روروئک کامل راه

میری وروز چهارشنبه که گذشت تونستی دو قدم

تنهایی برداری که من کلی ذوق کردم ولی سریع خوردی زمین  

کارهای جدید وبامزه  کلی یاد گرفتی اول از همه یاد گرفتی دستت رو بیاری

بالا وبگی اه اه اه

یعنی چیزیهای که خوشت نمیاد بخوری

یه کارجدید که تازه دیروز انجام دادی بوس کردن هست اونم ازنوع ماچ های

صدادار مااااااچماچ

الهی فدات شم تا میگیم مهرسا بوس لبات رو جمع میکنی میچسبونی به

صورتمون اولین بارهم برا آبجی مهدیس وبعد برا من انجام

  دادی  خلاصه بگم از اولین ترس که تازه تو این هفته متوجه شدی صبح روز 2

شنبه بود وطبق معمول من کارهای مهدیس انجام

میدادم راهی  مدرسه بشه شماهم بیدار وکنار ما بودی که یهو مهدیس شروع

کرد به جیغ کشیدن  وشما هم اومدی سمت من وجیغ

میکشیدی وگریه میکردی  گریهازجیغهای مهدیس نگوآبجی خانومت سوسک

دیده

بوده که باباحامد باصداشما بیدارشد وسوسکه به درک

واصل شد ههههههههه آره عزیزدلم ماهم کلی از ترس شما خندیدیم آخه

شما تا الان از هیچ صدا جیغ یا گریه عکس العمل نشون

نمیدادی واین اولین ترس شما بود دومین مرتبه هم همین دیروز اتفاق افتاد از

اونجا که مهدیس جونم کلا نازنازی هستن من میخواستم

  یه دونه مواضافه ازابروهاش بردارم باقیچی کلی جیغ وگریه که نه تو میخوای

چشمهای من یه کاریش بکنی مهرسا جونم شما هم که

این صحنه رو دیدی از اونجا که رو مهدیس حساس هستی وزیادی دوستش

داری شروع کردی به گریه من هم عصبانی شدم وسر

مهدیس جونم داد زدم که همین کارم باعث شد مهرسا خوشگلم گریه ات

 شدیدتر بشه من هم از خیر این کار گذشتم دیدم همین جور

 ادامه پیدا کنه این وسط همسایه ها فکر میکنن من دارم بچه هام رو شکنجه

میدم خلاصه  این که تازگیها تا میگیم مهرسا زبونت

 کوش زبونت رو میاری بیرون ونشون میدی این هم از کارهای این چند وقت

شما

 وروجک ها   راستی یادم رفت بنویسم مهرسا جونی چند روز پیش تو حمام یه

کشف انجام دادم  از اون جا که شمافسقلی یه ماه

گرفتگی پشت کمرت هست من داشتم اون قسمت کمرت رو نگاه میکردم که

متوجه یه خال کوچولو قهوه ای شدم تو کمرت وای به

مهدیس که نشون دادم کلی ذوق کردیم آره عشق من اولین خال رو بدن مثل

گلت نمایان شد مبارکت باشه عشقم بوووووووووووووس

خب دیگه الان برم براگذاشتن عکسهای این چند وقت بعد هم برم بخوابم آخه

خیلی خسته ام   

پریروز  که روز جمعه بود دوستامون ناهار اینجا بودن  از دیروز تا الان هم مهرسا

جونم مریض شده دیشب ازترس این که تبت نره

 بالا اصلانخوابیدم الهی فدات بشم انشاالله زود زود خوب بشی الان برم تا

مهرسا ازنور لب تاب پانشده فعلا بای بای بای بای

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)