دخترعزیزم مهدیسدخترعزیزم مهدیس، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
مهرسانازممهرسانازم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

ماه وخورشید مامان وبابا

ورود ماه آذر با ماه وخورشید

1392/9/7 2:18
نویسنده : احسانه
435 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام به دخترهای نازم 

حدود 1هفته هست نتونستم بیام برا آپ کردن وبلاگتون 

ازبس درسهای  مهدیس جیگر زیاد شده کلی وقتم رو برا شما میذارم نازنازی مامان

خب جونم براتون بگه ازاون هفته تا امروز کلی اتفاق خوب افتاده

مهمترین اتفاق میدونید چیه ؟

امسال هفتمین سالی بود که بهترین تولدم تجربه کردم بااین تفاوت که بازهم

دوباره امسال یه نفس دیگه روز تولدم بهم انرژی میداد

آره جیگرهای من امسال  دقیقا مثل هفت سالی که گذشت من حس قشنگ

مادربودن روز تولد م تجربه کردم

بازهم امسال مهدیس باتمام وجودش برا من سنگ تموم گذاشت وبه کمک

 باباحامد من رو غافلگیر کرد ن وای که خدا میدونه چقدر 

دوستتون دارم  

خب از این حرفها بگذریم 6روز هست وارد ماه آذر شدیم سومین ماه زیبای

فصل پاییز  دقیقا جمعه اون هفته روز 1آذر ماه برا اولین

بار مهرساجونم رفت

   شهربازی    وای که چقدر ذوق داشتی عشق من مهدیس  ماهم چون حدود

 1سال شد نتونسته بودیم بیاریمت کلی کیف کردی 

واونجا کلی خودت رو خسته کردی شب هم که اومدیم خونه سریع بردمت

حمام وبعد خوردن شام بیهوش شدی    کل این هفته هم خونه

بودیم فقط روز چهارشنبه مدارس تهران مقطع دبستان بازهم به علت آلودگی

هوا تعطیل بود که ازصبح رفتیم خونه مامانی اینها وشب

هم شام خونه باباجون بودیم که مهرسا اونجا حسابی آتیش سوزوند مهدیس

هم به علت این که صبح یه خرده مریض بود    وساعت 6

صبح پاشده بود ساعت 9بعد خوردن شام بیهوش شد ماهم تاحدود ساعت 12

اونجا بودیم وامشب به کمک عمه انسیه تونستیم آلبوم

شمافسقلی خانم رو تکمیل کنیم وتمام عکسهات وتمام خاطراتت وشجره

نامه ات رو بنویسیم    این هم از اتفاق های این هفته الان هم برم

برا گذاشتن یه سری عکس    فعلا بای بای

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)