دخترعزیزم مهدیسدخترعزیزم مهدیس، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
مهرسانازممهرسانازم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

ماه وخورشید مامان وبابا

خاطرات مهدیس ومهرسا در عید

1392/1/14 19:44
نویسنده : احسانه
230 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترهای گلم الان که اومدم براتون بنویسم  مهرسا خانوم خوابه  کنار باباش مهدیس  هم داری کارتون میبینی       niniweblog.com      مهرسا نازم تو خیلی بد اخلاقی میکنی حسابی یه موقعه های از دستت کلافه میشم اگه بابا نبود ارومم نمیکرد نمیدونستم چه کنم اخه پیش هیچ کس بند نمیشی تا میای بغل خودم اروم میشی مهدیس نازم توهم که داری کیف میکنی با این روز های تعطیل 3روزپیش یعنی 1شنبه رفتیم خونه مامانی ناهار اونجا بودیم بعد از اون رفتیم خونه عمه انسیه خیلی به شماخوش گذشت مهدیس خانم بعد از اونجا با همه عمه هارفتیم شام بیرون فرحزادتو خیلی بهت خوش گذشت کلی از دستت خندیدیم  مهرسا نازنازی تواولش یه خرده بد اخلاقی کردی گریه کردی ولی بعد خوب شدی شب بعد از شام رفتیم بوستان نهج البلاغه کلا شب خوبی بود به خصوص برا مهدیس جیگرم کلی کیف کرد با عمه هاش وافسانه و ندا روز دوشنبه هم رفتیم بعد ازظهرش خونه عمه مرضیه سیسمونیش دیدیم بازدیدشم پس دادیم بعدد رفتیم تو خیابونها یه دوری زدیم 4تایی روز 13 تا ظهر خواب بودیم بعد که پاشدم ناهار گذاشتم بعدازظهر رفتیم 4تایی پارک نزدیک خونمون مهدیس توهم دوچرخه ات اوردی بازی کردی یه 2ساعتی اونجا بودیم امروز هم تا ظهر خواب بودیم بابا هم تا 17 نمیره مغازه تعطیل کرده فقط 2روز دیگه تا پایان تعطیلات مونده      

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)