دخترعزیزم مهدیسدخترعزیزم مهدیس، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
مهرسانازممهرسانازم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

ماه وخورشید مامان وبابا

مریض شدن مهرسا نازم

1392/1/30 15:48
نویسنده : احسانه
117 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترهای نازم چند روز وقت نداشتم بیام براتون بنویسم از روزی که پایان 3ماهگی مهرسا نازنازی بود اخه اون روز یه روز خوب بود جزءبعدازظهرش که حالم خراب شد صبح پاشدم یه  غذای باب میل مهدیس خانم درست کردم بعد ازظهرشم رفتیم دکتر مهرسا برا گرفتن قد ووزنش دکتر گفت همه چیز نرمال هست ولی وقتی گفت مهرسا گلم گوش سمت راستش چرک کرده خیلی بهم ریختم  داغون شدم اخه نازنازی مامان 15 روز داشتی بی قراری میکردی من احمق نفهمیدم بودم که  گوشش چرک داره مریضه هی فکر میکردم گشنه میمونه خلاصه که کلی تو ماشین گریه کردم بابا حامد هم ارومم کرد دکتر هم برا مهرسا نازنازی چرک خشک کن داد به مدت 5روز باید استفاده بکنه تا بعد ببینیم چی میشه خدا کنه این چند روز هم بگذره دختر نازم زودتر خوب بشه بعد هم به خاطر این که به مهدیس قول داده بودیم بریم براش کتاب علمی (اناتومی بدن انسان)بخریم با کتابهای در مورد سیارات وستارگان رفتیم مغازه بازی واندیشه جای که مهدیس خانوم کیف میکنه بره اونجا خرید هر چیزی دلش میخواد اونجا داره بعد هم اومدیم خونه این چند روز هم در گیره پرستاری از مهرسا گلم بودم فقط بعد ازظهر دیروز رفتیم سمنو پزون پای دیگش خونه دوست باباحامد با نیت سلامتی برا شما گلهای نازم وهمه بچه های نازنازی  هم زدیم اومدیم خونه دیشب هم عمه اکرم اینها شام اومدن اینجا اخ که  مهدیس چقدر خوشحال بودبه خاطر اومدن افسانه تا ساعت 12 هم بودن بعدش رفتن  امروز هم مهرسا گلم توومهدیس بردم حمام الانم شما مهرسا خانوم خوابیدی خداکنه فقط گوشت اذیت نشده باشه الانم برم کارهای ناهار انجام بدم تاشما پانشدی مهرسا خانوم

دوستون دارم عزیزهای دل من وبابا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)