بازم مهرسا بلا وکارهای جدیدش
سلام به شما نازنازهای خودم اخ که چقدر دلم میخواست زودتر بیام براتون بنویسم از این روزها با کارهای جدید مهرسا قلقلی ولی مگه وقت میشه انقدر مهرسانازم شما شیطون شدی (ماشاالله)که دیگه وقت نذاشتی الانم تا خوابیدی سریع اومدم برا نوشتن
تازگیها که قل میخوری دور خودت وسینه خیز میری جلو تا به یه چیزی برسی از دیشب تا الانم رو شکم قل میخوری میخوابی وای که چقدر استرس دارم با این مدل خوابیدنت
داخل روروئک هم که میشینی دنده عقب پا میزنی زمین ومیری چقدر من وابجی ذوق کردیم اولین مرتبه که این کارت رو دیدیم مهدیس برات هی دست میزد وتشویقت میکرد
الهی قربونت برم مامانی
خوب این چند وقت هم که بهت لعاب سوپ میدم خیلی دوست داری با اشتیاق میخوری ولی به فرنی خیلی علاقه نداری
این چند روز هم تعطیلات خرداد ماه بود 2روز اول خونه بودیم وباباباحامد وابجی مهدیس عکسهایی که از اول به دنیا اومدنت انداختیم بودیم انتخاب کردیم وبردیم برا چاپ تا البومت رو درست کنیم حدود46 عکس شد بعد روز پنجشنبه رفتیم باغ خاله ندا من دماوند مامانی وباباحاجی هم بودن چقدر مهدیس گلم خوشحال بودی از این که بردیمت اونجا چون کلی بازی کردی با تینا تا روز جمعه هم اونجا بودیم
کلی هم عکس گرفتم ازتون وقت بشه میام براتون میزارم
.gif)
همه جان وتن من وبابا شما دوتا هستید



بازم مهرسا بلا وکارهای جدیدش
