بازهم یه کار جدید از مهرسا
سلام نازنازیهای مامان امروز هم مثل هرروز سرم شلوغه فقط اومدم بنویسم مهرسا خانم صبح حدود ساعت 10وربع روتخت ما خوابیده بودی تازه چشمات رو باز کرده بودی داشتی از خودت اداواصول در میاوردی بابا حامد وآبجی مهدیس هم نبودن یهو متوجه شدم قل خوردی وروشکم افتادی
.gif)
دیروز هم هی سعی میکردی ازاین حرکات انجام بدی باباحامد متوجه شد بود ولی انگار میترسیدی ولی امروز کامل برگشتی روشکم خوابیدی وحدود5دقیقه خوابیده بودی ولی بعد شروع کردی به نق زدن منم برتگردوندم وقتی مهدیس گلم اومدی از کلاس برات تعریف کردم کلی ذوق کردی ابجی مهرسا هم شما رو میبینه کلی برات دست وپا تکون میده کلا این چند وقت کارهای مهرسا برا مهدیس دیدنی شده ای کاش میشد فیلمش رو میزاشتم الانم برم باید سالاددرست کنم باباحامد از مغازه میاد ناهاربخوریم بای بای تابعد
نفسم به نفس جفتتون بنده
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بازهم یه کار جدید از مهرسا
