کارهای تولد مهدیس
روز سه شنبه فقط کارهای تولد مهدیس خانم میکردیم از بعدازظهر شروع کردم پفیلا درست کردن کلی هم خسته شدم ولی ارزش داشت اخه مهدیس جونم شما کلی ذوق میکردی بابت این که برات توپیش دبستانی تولد گرفتیم کلی هم کمکم کردی تو بسته بندی پفیلاها با گذاشتن بادکنک ها ونگه داشتن مهرسا نازنازی که کلی هم گریه میکرد
افتاد بود رو اون دنده که من رو فقط بغل کن اگه خودت مهدیس جونم نبودی چه میکردم با این مهرسا قلقلی خلاصه شب هم بابا حامد اومد و مهدیس گلم رو بامهرسا نازنازی بردتون حمام این روز هم گذشت تا بنویسم از خاطره های تولدت مهدیس جونم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



کارهای تولد مهدیس
