رفتن ایران به جام جهانی وبیرون رفتن ما بامهدیس ومهرسا
سلام نازنازیهای من اومدم الان براتون مطلب بنویسم یه کاربر نظر گذاشته بود اعصابم خرد کرد عجب آدمهای بی کاری پیدا میشن میان هرچی دلشون میخواد مینویسن
خلاصه بگذریم دیروز مهرسا خانم طبق معمول صبح زود از خواب پاشد بعد هم با صداهاش ابجی مهدیس هم از خواب بلند کردی بعد حدود ساعت 10ونیم هدی خاله ام زنگ زد گفت تینا میخواد بیاد خونمون وای که چقدر مهدیس گلم ذوق کردی سریع پاشدی برا آماده کردن وسایل بازیت حدودساعت 1تینا رسید بعداز کلی بازی اومدید برا خوردن ناهار بعد هم رفتید باهم حیاط ومشغول دوچرخه بازی وتاب بازی شدید
مهرسا نازم شماهم همش دلت میخواست موهای تینا رو بکنی آخه تازگیها این عادت رو پیدا کردی منم هر دفعه میگم بهت نه مامانی کار بد نکن نازی نازی کن نی نی هارو از دست تو با این وروجک بازیهات الهی قربونت برم
بعد از ظهر هم بازی ایران وکره جنوبی بود من هم به اتفاق مهرسا خانم مشغول دیدن بازی بودیم باباحامد هم که خونه نبود بعد از برد ایران باشما وروجکها مهدیس وتینا ومهرسا رفتیم تو خیابونها سمت نیروی هوائی تا تینا رو هم برسونیم خونشون چقد مردم از دست شما میخندیدن با (ایران ایران )گفتناتون همه هم جوری مارو نگاه میکردن انگار 3تا بچه برا خودمونه 
بعدهم که تینا رو رسوندیم با هم رفتیم فلکه دوم شماهم مهدیس خانم رو دوش باباحامد نشستی هی پرچمت رو تکون میدادی دا دمیزدی (ایران) مهرسا هم که اولش خواب بودی بعد هم پاشدی کلی توتعجب با اون چشمات که این بیرون چه خبر هست همه پسرودخترهام که هی میومدن لپت رو میکشیدن قربون وصدقه ات میرفتن خلاصه بعد از حدود 1ساعت هم برگشتیم خونه ومن هم به کمک بابا غذای مورد علاقه مهدیس خانم رو گذاشتیم به مناسبت شب شادوخوبی که داشتیم پیتزا 
این هم از حضور شما دوتا فسقلی در جشن ورود ایران به جام جهانی
.gif)



رفتن ایران به جام جهانی وبیرون رفتن ما بامهدیس ومهرسا
