دخترعزیزم مهدیسدخترعزیزم مهدیس، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
مهرسانازممهرسانازم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

ماه وخورشید مامان وبابا

رفتن ایران به جام جهانی وبیرون رفتن ما بامهدیس ومهرسا

1392/3/29 10:43
نویسنده : احسانه
279 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نازنازیهای من اومدم الان براتون مطلب بنویسم یه کاربر نظر گذاشته بود اعصابم خرد کرد عجب آدمهای بی کاری پیدا میشن میان هرچی دلشون میخواد مینویسن

خلاصه بگذریم دیروز مهرسا خانم طبق معمول صبح زود از خواب پاشد بعد هم با صداهاش ابجی مهدیس هم از خواب بلند کردی بعد حدود ساعت 10ونیم هدی خاله ام زنگ زد گفت تینا میخواد بیاد خونمون وای که چقدر مهدیس گلم ذوق کردی سریع پاشدی برا آماده کردن وسایل بازیت حدودساعت 1تینا رسید بعداز کلی بازی اومدید برا خوردن ناهار بعد هم رفتید باهم حیاط ومشغول دوچرخه بازی وتاب بازی شدید

مهرسا نازم شماهم همش دلت میخواست موهای تینا رو بکنی آخه تازگیها این عادت رو پیدا کردی منم هر دفعه میگم بهت نه مامانی کار بد نکن نازی نازی کن نی نی هارو از دست  تو با این وروجک بازیهات الهی قربونت برمماچ

بعد از ظهر هم بازی ایران وکره جنوبی بود من هم به اتفاق مهرسا خانم مشغول دیدن بازی بودیم باباحامد هم که خونه نبود بعد از برد ایران باشما وروجکها مهدیس وتینا ومهرسا  رفتیم تو خیابونها سمت نیروی هوائی تا تینا رو هم برسونیم خونشون چقد مردم از دست شما میخندیدن با (ایران ایران )گفتناتون همه هم جوری مارو نگاه میکردن انگار 3تا بچه برا خودمونه نیشخند

بعدهم که تینا رو رسوندیم با هم رفتیم فلکه دوم شماهم مهدیس خانم رو دوش باباحامد نشستی هی پرچمت رو تکون میدادی دا دمیزدی (ایران) مهرسا هم که اولش خواب بودی بعد هم پاشدی کلی توتعجب با اون چشمات که این بیرون چه خبر هست همه پسرودخترهام که هی میومدن لپت رو میکشیدن قربون وصدقه ات میرفتن خلاصه بعد از حدود 1ساعت هم برگشتیم خونه ومن هم به کمک بابا غذای مورد علاقه مهدیس خانم رو گذاشتیم به مناسبت شب  شادوخوبی که داشتیم پیتزا هورا

این هم از حضور شما دوتا فسقلی در جشن ورود ایران به جام جهانی

 

niniweblog.com

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

mami mahnaz
2 تیر 92 2:09
سلاممم همیشه خوش باشیدکنار دخملیاتون بوسسسسس