عکسهای سال تحویل
سال 92 و اتفاقات 2روز ماه فروردین
سلام دخترهای گلم سلامی به زیبای گلهای بهاری سلامی به زیبای تخم مرغ رنگیهای سفره هفت سین سلام به شما دوتا که نفس من و بابا به نفس شما بنده وارد سال جدید شدیم امروز 92.1.2تونستم بیام براتون تو وبلاگ بنویسم ازاین که باتوکل به خدا و وجود شما دوتا سال جدید شروع کردیم من وباباحامد با این که اخر سال 91 خیلی بدوبدو داشتیم از خرید عید بگیر خرید برا بابا حامد وکارهای باقی مونده خونه ولی خلاصه تموم شد سپری کردیم این روزهارو وارد سال جدید شدیم مهرسا نازم امسال اولین سالی بود که تو کنار من وبابا وابجی مهدیس هستی ما خیلی خوشحالیم که تو کنار ما هسنی با این که امسال با وجود تو من سر سفره هفت سین نتونستم یه مو سشوار کنم یا یه ذر...
نویسنده :
احسانه
20:24
روزی که دخترهای خاله الهه اومدن خونمون یاسمن وغزل 27 اسفند
سلام دخترهای نازم امروز دخترخاله هاتون اومدن اینجا مهدیس نازم خیلی به تو خوش گذشت کلی بازی کردی با غزل وبایاسمن هم کلی پای لب تاب بودید کیف کردی خدا روشکر امروز روز خوبی بود مهرسا خانم توهم با دیدن غزل و یاسمن میخندیدی حالا اینجا عکس مهدیس ویاسمن میزارم مهرسا خانم خواب بودی غزل هم تو ترکه جی جی هست حوصله عکس انداختن نداشت ...
نویسنده :
احسانه
20:40
بدون عنوان
مهرسا 2ماهه شد
سلام دخترهای گلم امروز 27 اسفند پایان 2ماهگی مهرسا نازنازی هست عاشقتونم اومدم بنویسم که تمام زندگی من شما ها هستید چند تا عکس هم میزارم ...
نویسنده :
احسانه
13:10
26 اسفند روزی که رفتیم واکسن پایان 2ماهگی مهرسا رو تزریق کردیم
سلام مهدیس مامان سلام مهرسا نازم امروز 26 اسفند چند روز دیگه عیده امروز واکسن مهرسا روزدیم مهرسا نازم مامانی خیلی بیتابی میکنی من ابجی به خاطر تو خیلی ناراحتیم راستی من وبابا تصمیم گرفتیم 1روز ذودتر بریم برا تزریق واکسنت فردا2ماهت تموم میشه مهرسا من وباباحامد با ابجی باورمون نمیشه انقدر بزرگ شدی الانم روی باهام خوابیدی اگر وقت بشه فردا ازت عکس میندازم میام میزارم برات تو وبلاگتون الانم یه شعر قشنگ براتون میزارم دوستون دارم الهی خدا همیشه محافظ جفتتون باشه چشای نازتوکه وامیشه افتاب میزنه تازه وقتی توبگی صورتشو اب میزنه من بگم دوست دارم باچه رقم یاعددی توکه بینهایتو قشنگ تراز من بلدی...
نویسنده :
احسانه
17:24
نوشته ای کودک عشق برای مهدیس ومهرسا نازم
که کودک عشق پا بر دیوار دل می کوبد و به یادت می آورد که من عشقم، همانی که با تو و در تو زاده شده ام، همان کودکی که نوازش می خواست، به دنبال لذت و شادی بود و به هرآنچه او را راضی می کرد دل می بست! کودک عشق، می خندد، دست می زند، پا می کوبد و اینگونه ابراز می کند! کودک عشق، هرگاه گرسنه شد می خورد، هرگاه تشنه شد می نوشد و هرگاه لذت می برد، پا می کوبد و بی تابی می کند! کودک عشق، فردا را نمی شناسد، دیروز را نمی داند، فقط زنده است و زندگی را می چشد، روز ها را نمی شمرد اینجاست و با کسی مسابقه نمی دهد، تازه تازه می چیند و به همان اندازه که دلش می طلبد، دریافت می کند. حوصله گریه کردن ندارد، به هر بهانه ای می خندد و بی بهانه، می بخشد! کودک عشق ...
نویسنده :
احسانه
17:08
یه دل نوشته برامهدیس ومهرسا ناز نازی در نیمه اسفند ماه
شنیده بودم که ققنوس وقتی پا به سن میگذارد خود میسوزد تا ققنوسی جوان دوباره متولد شود مادر شدن یعنی همین مادر شدن یعنی گذشتن از پل خود و ورود به دنیای تازه ای که همه چیز از جنس دیگری است مادر شدن یعنی آب شدن برف های زمستان تا رودخانه بهاری جاری شود مادر شدن یعنی خواب آینده شیرین رویای جوان شدن خلاصه شدن تمام آرزوها در جسمی دیگر یعنی پرواز به آسمان مادر شدن یعنی تو تمام دنیای منی ...
نویسنده :
احسانه
15:39
دل نوشتهای مامان احسانه
سلام عزیزهای دلم بعد چند روز امروز اومدم براتون بنویسم دخترهای نازم این چند وقت درگیر کارهای خونه تکونیم مهدیس مامان عشقم تو برا اومدن عید خیلی ذوق داری وهر روز سوال میکنی چند روز مونده تا عید همشم سوال میکنی قراره برات عیدی چی بخریم ماهم نمیگیم تا حسابی غافل گیرت کنیم دخترهای نازم دیروز رفته بودیم خونه خاله الهه خیلی به مهدیس خوش گذشت حسابی با غزل بازی کرد ولی مهرسا نازنازی تو حسابی گریه کردی بی تاب بودی همش هم بابت این بود من ناهار تخم مرغ خورده بودم تو دل درد گرفته بودی از دست من مامان بد خلاصه دیشب در کل شب خوبی بود اخه بعد چند وقت ما مهمونی رفته بودیم من که خیلی روحیه ام خوب شد به خصوص از دست یاسمن...
نویسنده :
احسانه
15:32








