ماه تیر با مهدیس ومهرسا
سلام گل دخترهام الهی مامان فداتون بشه الان 2روز وارد ماه تیر شدیم من کلا عاشق تیر ماه هستم به خاطر این که خدا 14 تیر به من اولین فرزندم داد یعنی مهدیس خانم با وجود شما اولین ماه تابستون برام یه زیبای دیگه داره الهی مامان قربون قد وبالات بره که داری روز به روز بزرگتر وخانم تر میشی خب از همه اینها که بگذریم این چند روز حسابی سرمون شلوغ بود روز چهارشنبه که تا بعداز ظهر خونه بودیم بعد هم رفتیم خونه مامانی خاله لیلا وخاله الهه هم اونجا بودن شما هم مهدیس خودت رو کشتی از بازی با بچه ها مهرسا نازم شما که از فوضولی چشم رو هم نذاشتی پنجشنبه هم خونه بودیم تا بعد ازظهر بعدبا باباحامد رفتیم بیرون یه دور ز...
نویسنده :
احسانه
16:37
مریض شدن مهدیس ورفتن به بیمارستان
سلام نازنازیهای من نمیخواستم براتون بیام این مطلب بنویسم ولی گفتم شاید یه زمانی همین هم بشه جز خاطراتی که دلم نمیخواد هیچ زمانی برا هیچ کس پیش بیاد روز شنبه 4خردادرفتیم برا زدن واکسن شما مهدیس خانم بعد از اون هم دنبال کارهای مدرسه ات از این مدرسه به اون مدرسه خلاصه که با کلی خستگی برگشتیم خونه قبل از اون هم رفتیم داروخانه تا برات باباحامد شربت استامینیفون بخره بابت این که تب نکنی رسیدیم خونه منم مشغول کارهای خونه شدم قرار شد زنگ بزنم به دختر عمه ام برا مدرسه ای که المیرا دخترش میره پرس وجو کنم به باباحامد هم گفتم دارو شما رو بده بعد هم بیای بخوابی من که مشغول صحبت با تلفن بودم دیدم شما داری جیغ میکشی اومدم دیدم بابا داره بهت دارو میده ...
نویسنده :
احسانه
0:45
رفتن ایران به جام جهانی وبیرون رفتن ما بامهدیس ومهرسا
سلام نازنازیهای من اومدم الان براتون مطلب بنویسم یه کاربر نظر گذاشته بود اعصابم خرد کرد عجب آدمهای بی کاری پیدا میشن میان هرچی دلشون میخواد مینویسن خلاصه بگذریم دیروز مهرسا خانم طبق معمول صبح زود از خواب پاشد بعد هم با صداهاش ابجی مهدیس هم از خواب بلند کردی بعد حدود ساعت 10ونیم هدی خاله ام زنگ زد گفت تینا میخواد بیاد خونمون وای که چقدر مهدیس گلم ذوق کردی سریع پاشدی برا آماده کردن وسایل بازیت حدودساعت 1تینا رسید بعداز کلی بازی اومدید برا خوردن ناهار بعد هم رفتید باهم حیاط ومشغول دوچرخه بازی وتاب بازی شدید مهرسا نازم شماهم همش دلت میخواست موهای تینا رو بکنی آخه تازگیها این عادت رو پیدا کردی منم هر دفعه میگم بهت نه مامانی کار بد نکن نا...
نویسنده :
احسانه
10:43
برا کاربری گذاشتم که بی جهت اومده اعصابم رو خرد کرده اول صبح
کاربر محترم که با اسم سروناز اومدی ونظر گذاشتی من اگر این وبلاگ درست کردم برا دل خودم ودخترهام بوده وبه شما خواننده محترم هیچ ربطی نداره اگر دفعه دیگه بیای وبرا من نظر بنویسی بخواهی توهین کنی از طریق مدیریت وبلاگ پیگر موضوع میشم ...
نویسنده :
احسانه
10:12
پایان 5ماهگی مهرسا نازنازی
سلام به گل دخترهام امروز خیلی وقت نداشتم بیام برا نوشتن فقط اومدم بگم هوراااااااااااااااا مهرسا نازنازی 5ماهگی تموم شد مبارک باشه عزیزدل مامان ازخدا میخوام انشالا همیشه سرحال وسر زنده باشی امروز نتونستم عکس درست حسابی ازت بگیرم آخه با آبجی بردمتون حمام خیلی سرحال نبودی تازه دوربین نداشتیم باباحامد برد بود سرکار برا گرفتن عکس از کارهاش این عکس هم با کمک مهدیس با لب تاب انداختیم انشالاعکس خوشگل ونازنازی ازتون میگیرم میام میزارم ای گلهای شبو ی ما ای گلهای قشنگ زندگی ما با شما دوتا معنی زندگی رو فهمیدیم مهدیس ومهرسا در 27خردادپایان 5ماهگی مهرسا قلقلی ...
نویسنده :
احسانه
19:49
مهدیس ومهرسا درانتخابات
سلام گل دخترهام الان براتون کلی مطلب نوشته بودم که یه دفعه تمام مطالب حذف شد وای که چقدر کفری شدم حالا اشکال نداره فقط اومدم بنویسم که این چند روز به شما دوتا قلقلی ها کلی خوش گذشته اول از همه مهدیس نازم شما برا اولین بار بدون من روزپنجشنبه رفتی استخر با یاسمن وهدی وتینا کلی هم بهت خوش گذشت بعد هم من وباباحامد اومدیم دنبالت کلی خوشحال بودی از این که با دختر خاله ها رفته بودی میگفتی بازم برم روزجمعه هم تا از خواب پاشدیم ناهار خوردیم بعد از ظهر رفتیم برا انتخابات ریاست جمهوری این اولین سال حضور مهرسا خانم بود در پای صندوق رای وکلی من وبابا از دستت خندیدیم اولش که رسیدم آروم بودی ولی بعد از یه خرده وقت زدی زیرگریه دلت ......
نویسنده :
احسانه
12:14
ماه شعبان باشمادوتا قلقلی ها
سلام گل دخترهای خودم عشقهای من اومدم براتون بنویسم وارد ماه شعبان شدیم ماهی که من خیلی دوستش دارم امشب شب تولد آقا امام حسین هست من یه شور حالی دارم که خود خدا میدونه امروز هم ناهار بچه های خاله الهه اینجا بودن یاسمن وغزل فسقلی چقدر هم از دست شما مهرسا قلقلی خندیدم صبح تا صدای غزل رو شنیدی چنان ذوقی کردی که نگو تا ظهر هم اینجا بودن مهدیس نازم شما هم که کلا عاشق دختر خاله هات هستی من وباباحامد وقتی میبینیم شما دوتا انقدر خوشحال میشید با این دوتا دختر خاله هاتون حاضریم هر روز یاسمن وغزل این جا باشن الانم دیگه باید برم مهدیس نازم شما هم اکنون مشغول رقص هستی با اهنگ پرشین تون مهرسا قلقلی هم داری با کارهای ابجی ذوق میکنی اخ که فدای شم...
نویسنده :
احسانه
19:38
عکسهای شما نازنازی
مهدیس ومهرسا بغل باباحاجی مهدیس ومهرسا کنار مامانی وباباحاجی مهدیس وتینا هنگام اب بازی مهدیس ومهرسا وتینا مهدیس ومهرسا کنار باباحامد ...
نویسنده :
احسانه
18:51
بازم مهرسا بلا وکارهای جدیدش
سلام به شما نازنازهای خودم اخ که چقدر دلم میخواست زودتر بیام براتون بنویسم از این روزها با کارهای جدید مهرسا قلقلی ولی مگه وقت میشه انقدر مهرسانازم شما شیطون شدی (ماشاالله)که دیگه وقت نذاشتی الانم تا خوابیدی سریع اومدم برا نوشتن تازگیها که قل میخوری دور خودت وسینه خیز میری جلو تا به یه چیزی برسی از دیشب تا الانم رو شکم قل میخوری میخوابی وای که چقدر استرس دارم با این مدل خوابیدنت داخل روروئک هم که میشینی دنده عقب پا میزنی زمین ومیری چقدر من وابجی ذوق کردیم اولین مرتبه که این کارت رو دیدیم مهدیس برات هی دست میزد وتشویقت میکرد الهی قربونت برم مامانی خوب این چند وقت هم که بهت لعاب سوپ میدم خیلی دوست داری با ...
نویسنده :
احسانه
21:03







