دخترعزیزم مهدیسدخترعزیزم مهدیس، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
مهرسانازممهرسانازم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

ماه وخورشید مامان وبابا

تولدخورشیدمامان وبابا مهرسا

سلام سلام  صدتاسلام تولدمهرساخانم مبارک     ایشالله دخترنازم خورشید من 120 ساله بشی        بالاخره شماهم        سال شدی روزتولدت 27 دی ما ه بهترین روز بعدازتولدمهدیس هست خلاصه جونم براتون  بگه از تولد حسابی سرم شلوغ بودتاجایی که بعضی ازمهمونهام رو فراموش کردم دعوت کنم وحسابی شرمندشون شدم امیدورم ازدستم ناراحت نشن روز تولد که شمابرعکس روزهای دیگه صبح زودپاشدی ومن روحسابی کلافه کردی منم کلی کارهام مونده بود حلاصه اگرکمکهای خدیچه خانم وعمه انسیه مهربون نبود من نمیدونستم باوجود شماوروجک چه کنم جش...
28 دی 1392

اتفاقات دی ماه برا ماه وخورشید مامان وباابا

سلام سلام به گل دخترهام نفسهای خودم شرمندتونم عزیزهای دلم  قراربود بیام زودزودبراآپ کردن       وبلاگتون ولی چه میشه کرد این چندوقت حسابی درگیر کارهای تولد مهرسافسقلی بودم وهستم امشب  یه کوچولو وقت کردم بیام تا یه مقداربنویسم ازروزهای که گذشته وتعدادی عکس بزارم کلا از این 23 روزی که ازماه دی  گذشته من هرروزتونت براشمامهرساخانم دنبال تم تولدبودم      که به کمک خاله فاطمه دوست خوبم تونستم بامامی مریمی آشنابشم وتم کفشدووزکی شمارو درست کنه وبرام بفرسته که از همین جا ازش خیلی خیلی تشکر میکنم   وبرای خودش وگل پسرش سلامتی آرزو میکنم ...
24 دی 1392

اولین رو زمستان با ماه وخورشید مامان وبابا

سلام به دخترهای نازم امروز اومدم برا تبریک گفتن اولین روز از ماه قشنگ زمستان ماه دی اره نازنازیهای  من وارد ماه قشنگ دی شدیم ماهی که بعد از ماه تیر  من این ماه رو هم خیلی دوست دارم اخه نازنازی مامان وبابا دختر دومم خورشید زندگیمون در این ماه متولد شده ای جانم باورم نمیشه که مامانی داره 1ساله میشه شما فسقلی من در این ماه زیبا به دنیا اومدی مهرسا ی ما     خب از این حرفهام که بگذریم براتون  بنویسم ازاتفاقهای این روزها   از 4شنبه که مهدیس جونم بردمت دکترگوش وحلق وبینی خدا رو شکر آقای دکتر گفت با مصرف دوباره چرک  خشک کن  ویه سری دارو دیگه انش...
1 دی 1392

عکسهای ماه وخورشید مامان وبابا در ماه آذر

دلم نیومد عکساتون نزارم تا جایی که فرصت بشه یه سری عکس آپلود میکنم این عکس امشب گرفته شده در منزل دایی حامد مهدیس ومهرسا وحلما این هم یه سری عکس از کارهای وروجک خانوم این هم شما دوتا فسقلی که دارید باهم بازی میکنید چندروز بعد از این که سر مهرسا خرد به میز این هم یه سری عکس از دماوند که در تاریخ 7 ماه آذر رفتیم باغ خاله الهه اینها انداختیم   مهدیس ومهرسا ومحمدحسین وغزل وحسنا ویاسمن وزهرا خب این هم از عکسهای این یک ماه اخیر که باید میومدم میذاشتم تا ثبت بشه برا شما جیگرهام فعلا مامان بره بخوابه که دیگه خیلی دیر...
27 آذر 1392

پایان 11ماهگی خورشید مامان وبابا وکارهای پایانی ماه آذر با ماه وخورشید

سلام سلام گل دخترهام تاج سرم الهیی قربونتون برم اومدم برا گذاشتن یه پست جدید بایک خبر توپپپپپپپپپپپپپپپ الهی مامان دورتون بگرده دیگه چیزی تا پایان ماه آذر نمونده چند شب دیگه شب یلداهست بلندترین شب سال امسال اولین سالی هست که مهرسا جونم در بلند ترین شب سال درکنارمون هست   این هندونه خوشمزه وخوشگل ازالان تقدیم به شما فسقلی های خودم           الهی قربونتون  بره مامان که دارید بزرگ میشید اره عزیزانم  امروز 11 ماهت تموم شد  که مهرسا خانم قندی کنار ماهست ووارد  دوازدهمین ماه زندگیش شد  ای جانم هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...
27 آذر 1392

خبرهای داغ داغ در مورد خورشید مامان وبابا مهرسا فسقلی

یه خبر دغ دارم یه خبر داغ دارم مهرسا فسقلی الان حدود 1هفته هست به تنهایی راه میره دورخودش میچرخه  کاملا پاهاش رو میزاره بالا واز بلندی  میره بالا هوراااااااااااااا باورم نمیشه فسقلی مامان وبابا انقدر کارهاش تند وسریع هست تازشم یه خبر دیگه   مهرسا جونم حدود 5روز هست  2تادندون درآورده یعنی تا امروز مهرسا نازنازی   8تا دندون داره هواررررررررررررررر   الان برم مهرسا جون پاشده ومیخوای فوضولی کنی هی به لب تاب دست میزنی ومیگی اده  اده فعلا بای بای   ...
21 آذر 1392

ماه وخوشید مامان وبابادرروزهای سرد آذرماه

سلام به دخترهای نازم به نفسهای خودم شرمنده که مامان  نتونسته بیاد برا آپ کردن وبلاگتون   آخه دیگه درسهای مهدیس زیاد شده از طرفی هم مهرسافسقلی اززمانی که راه میری حسابی من رو خسته کردی جونم براتون بگه حدود 2هفته پیش پنجشنبه رفتیم باغ خاله الهه اینها که حسابی خوش گذشت   خاله لیلا وزن دایی ریحانه وباباحاجی ومامانی هم بودن مهدیس  جونم که حسابی کیف کردی  بادخترخاله هات مهرسافسقلی شما هم تاتونستی آتیش سوزوندی خلاصه تا جمعه شب اونجا بودیم وبعد با یه انرژی خوب هفته جدیدروآغاز کردیم تو اون هفته که گذشت یه اتفاق خیلی بد افتاد    که خداحسابی دوستمون داشت فق...
21 آذر 1392