دخترعزیزم مهدیسدخترعزیزم مهدیس، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
مهرسانازممهرسانازم، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

ماه وخورشید مامان وبابا

عکسهای این چند وقت ماه وخورشید مامان وبابا در ماه آبان

عکس روز عید غدیر مهدیس وغزل ومهرسا وحلما وسیدمحمد حسین ایستادن مهرسابه تنهایی مهرساوشیطونیهاش درزیربندینک لباس فیگورمهرساقرطی عکس تولدباباحامد در4آبان این هم یک متن زیبا تقدیم به بابای مهربون ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه عاشق مهربانی تؤام…. برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی تولدت مبارک این هم از عکسهای این چند وقت فعلابرم تابعد بای بای . ...
13 آبان 1392

ماه آبان با ماه وخورشید مامان وبابا

سلام دخترهای نازم سلام همه زندگی من ازدیشپ میخواستم بیام برانوشتن ولی هی نت جواب نمیداد ولی خداروشکر  الان جواب داده ومن تونستم بیام براآپ کردن وبلاگتون عزیزهای دلم این هفته ها هم حسابی سرمون شلوغ بود میخواستم زودتر بیام وورود ماه آبان ماه تمام زیبایها روبهتون خوش آمد بگم این ماه دومین ماه از فصل زیباپاییز هست ماهی که هم تولد باباحامد هم تولد من قرار داره آره خوشگلهای من کل هفته یا خونه نبودیم یا اگر بودیم همش تند تند باید کارهای مدرسه مهدیس جونم  انجام میدادیم آخه مهدیس جونم شما نگارهاروتموم کردی وشروع به نوشتن حروف الفبا کردی الهی فدات بشم که داری سواد دارمیشی   خلاصه ...
13 آبان 1392

یه سری عکس ازماه وخورشید مامان وبابا در روزهای آخرماه مهر

مهرسا در حال بازی با وسایل اش مهرسا وقتی عصبانی میشود بدون شرح مهدیس در حال بازی با بابا ومهرسا در موسی اباد مهدیس ومهرسادر حال بازی باباباحامد در موسی اباد مهدیس در حال حرص خوردن از دست پسر عمه اش     مهدیس وزهرا ورها ومهرسا وباباجون مهدیس ومهرسا با ذختر عمه ها شون زهرا ورها مهرسا ورها وزهرا وقتی مهرسا حمله ور میشه به رها این هم از عکسهای که قول داده بودم بیام  بزارم الانم برم برا گذاشتن ناهار بای بای   ...
27 مهر 1392

پایان 9ماهگی خورشید مامان وبابا مهرسا جیگر

سلام به دخترهای نازم به قند عسلهای زندگیم شرمنده مامان دیربه دیر میاد برانوشتن آخه حسابی این روزها سرگرم شما دوتا وروجک هستم ازطرفی رفتن به مدرسه مهدیس ورفتن کلاسهای توجیهی بابت کتابهای درسی به خاطرتغییرات که کتابهای درسی انجام شده ودرگیری بابت نوشتن مشقهای مهدیس وروجک مهدیس جیگر ساعت حدود 1وربع میرسی خونه وبعد از خوردن ناهار واستراحت میشینی پای مشقهات ومن هم باید مهرسا روبازی بدم تا حمله ور نشه سمت دفتر وکتابهای شما خلاصه که تاشماهم کارهات روبخواهی انجام بدی من به خدا میرسم وساعت شده 6بعدازظهر ومن باید کم کم شام شما رو آماده کنم تاحدود ساعت 7ونیم شما بخوابی آخه عشقم ساعت 6صبح پامیشی وتا اون موقع ه...
27 مهر 1392

روز جهانی کودک مبارک

سلام گلهای من دخترهای نازم امروز روز جهانی کودک هست اومدم این روز قشنگ رو به شما ناز گلهای خودم  تبریک بگم امیدوارم هیچ بچه ای تو دنیا  ناراحت وغمگین نباشه     الهیی آمین یارب العالمین       مبارک مبارک روز جهانی کودک مبارک     ...
16 مهر 1392

شکارلحظه ها از ماه وخورشید مامان وبابا

سلام گل دخترهام قول داده بودم بیام برا گذاشتن عکس که امروز خدا به خواهد چند تا عکس قشنگ از شما فسقلیها میزارم مهرسا باموهای فشن مهرسا با کلا ه بچگی مهدیس این هم خود مهدیس مهرسا وکارجدیدش زبونش میاره بیرون تنبیه مهرسا موقع مشق نوشتن مهدیس مهدیس موقع نوشتن مشقهاش چشمها رو باید بست جور دیگر باید دید مهدیس وباباحامد درحال بادبادک بازی مهدیس ومهرسا ومحمدحسین وزهرادرپارک این عکس 3تایی میخواستم بندازم عموسعید (شوهرخاله لیلا) با مهدیس شوخی میکرد فیگور مهدیس وزهرا عکس مهدیس ومهرسا بعد از 3روز مریضی مهرسا که ...
16 مهر 1392